تبلیغات
تنهام نذار... - خیانت
MM-@$ بنام آنكه اشك را آفرید،تا جزیره عشق آتش نگیرد MM-@$

خیانت

سه شنبه 16 شهریور 1389 04:37 ب.ظ

نویسنده : ¸.•*`´*•.¸¸.•* یه عاشق تنها *•.¸¸.•*`´*•.¸



باورم نمیشه...
آخه چرا...؟
.
.
.
یعنی دوروغ بود...؟
نه...
راست راست بود...
با گوشای خودم شنیدم...
اون گفت ازت بدم میاد...
گفت ازت خسته شدم...
.
.
.
ولی من هنوز دوستش دارم...
.
.
.
پس دل من چی میشه...؟
.
اون کــــــیه که میخواد جواب دل منو بده...؟
کــــــیه که میتونه منو آروم کنه...؟
.
.
.
آخه دلم شکسته...
.
.
.
خـــــدایا اون دلـــمو شکست...
چرا هیچ کاری نمیکنی...؟
چرا به اون نمیگی دوسش دارم...؟
.
.
.
مگه نگفت دوستم داره...؟
مگه نگفت عاشقمه...؟
همش دروغ بود....؟؟؟؟
خــــدایا
خــــدا.......دوستش دارم.......
خــــدایا یه کاری کن برگرده...
یه کاری کن...
خدایا...
.
.
.
دارم میمیرم....
خدایا...التماس بندتو بی جواب نذار
تو که خدایی....خودت یه کاری کن...دارم میمیرم...
.
.
.
خسته شدم...
شکستم...
به خــدا شکستم...









گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکرد

هرچه کردم هر چه فریاد هرچه آه ، انگار آرامم نکرد

روستا از چشم من افتاد، دیگر مثل قبل

گرمی آغوش شالیزار آرامم نکرد

بی‌تو خشکیدند پاهایم کسی راهم نبرد

دردِ دل با سایه‌ی دیوار آرامم نکرد

خواستم دیگر فراموشت کنم اما نشد

خواستم اما نشد، این کار آرامم نکرد

سوختم آن‌گونه در تب، آه از مادر بپرس

دستمالِ تب‌بُر نم‌دار آرامم نکرد

ذوق شعرم را کجا بردی؟ که بعد از رفتنت

عشق و شعر و دفتر و خودکار آرامم نکرد






دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 12 مهر 1389 01:30 ق.ظ