تبلیغات
تنهام نذار... - آتش عشق...
MM-@$ بنام آنكه اشك را آفرید،تا جزیره عشق آتش نگیرد MM-@$

آتش عشق...

جمعه 9 اسفند 1387 04:20 ق.ظ

نویسنده : ¸.•*`´*•.¸¸.•* یه عاشق تنها *•.¸¸.•*`´*•.¸

سلام

باز هم اومدم.بازهم من،بزهم خاطراتم،باز هم عاشقی،

باز هم منو سارا.باز هم علاقه ای كه هر لحظه از لحظه‌ی قبل بیشتر میشه.

دیگه حتی خودم به خودم حسادت میكنم.

به خدا هرچی كه بگم دوسش دارم كم گفتم.ولی هنوز هم به دعای شما محتاجم.

دوست دارم همیشه كنارم باشه.دوست دارم همیشه صدای قشنگش رو بشنوم.

تحمل یهلحظه دوریش رو ندارم.

بعضی از شبها كه باهم حرف میزنیم،هردومون باهم میزنیم زیر گریه

طاقت دوری هم رو نداریم.هرروز از روز قبلی وابستگیمون به هم بیشتر میشه.

كاشكی دوری وجود نداشت.كاشكی فاصله بی‌معنا بود.

تمام فكروذكر من شده سارا.تمام میزها و در و دیوار مدرسه

پر شدن از اسم سارا.زندگی من ساراه.

با فكر یك لحظه دوری اون مرگ رو جلوی چشمام میبینم.

آخه چجوری دوریش رو تحمل كنم...؟

اگه یه شب صداش رو نشنوم غمو غصه منو تا صبح همراهی میكنن.

اشكام سرازیر میشن،مثل دیوونه ها سردرگم میشم،

ولش كن،نمخوام ناراحتتون كنم

اگه بخوام از دردام براتون بگم به حالم زار میزنید و دردهاتون رو فراموش میكنید.

((بزار كسی نفهمه،،،غرور گریه هامو

بزار كسی نفهمه،،،غم تو خنده هامو))



هیچكس نمیتواند آتش عشقم را در دلت خاموش كند...


در جان عاشق من شوق جدا شدن نیست

خو کرده ی  قفس را ، میل  رها  شدن  نیست

من  با  تمام  جانم  ،  پر بسته  و اسیرم

باید که با تو باشم ، در پای تو بمیرم





...با دوری تو من میمیرم...

من که باورم نمیشه

تو نباشی، عشق نباشه، گل نباشه

پشت بنجره نباشی

دلم از دلت جدا شه

من که باورم نمیشه

تو نمونی، تو نباشی، من نباشم

مگه میشه تو نمونی من نمیرم؟

مگه میشه زنده باشم؟

من که باورم نمیشه

بردن اسم تو از یاد

من كه باورم نمیشه

اخه حس عاشقی رو

دستای تو یاد من داد

زیر سایه تو بودن

از گذشته تا همیشه

منو جا نذار تو دردها

اخه باورم نمیشه

من که باورم نمیشه

تو نباشی، عشق نباشه

به خدا كه من میمیرم.

...من كه باورم نمیشه...

...من كه باورم نمیشه...

...من كه باورم نمیشه...

...من كه باورم نمیشه...

...من كه باورم نمیشه...

 

پاره‌ی تنم كجاست؟

 

نعرهای بی امونم،گوش آسمون رو كر كرد

دادو فریادمو نشنید،كه داره دیر میشه برگرد

 

آی به گوشش برسونین،كسی جز من نمیتونه

كوله بار غصه هاشو،روی دوشش بكشونه

 

این همه پیغوم و پسغوم،میفرستم كه بدونه

درد دلواپسی دنیامو به آتیش میكشونه

 

من كه جاشو پر نكردم،شاید اصلا نمیدونه

آی به گوشش برسونین،یكی اینجا نگرونه

 

نمیتونم بی تفاوت،رو گذشته پا بذارم

اون كه پاره ی تنم بود،چجوری تنها بذارم؟؟؟؟

 

سارا جان،قربونت برم من،نفسم،زندگیم

هیچوقت تنهام نذار.به خدا تنهایی سخته

هچوقت نگو «اگر به هم نرسیدیم»

به خدا اون شبی كه گفتی:«معین من و تو هنوز بچه‌ایم،ممكنه تو عاشق صد نفر دیگه بشی.»داشتم دیوانه میشدم.تا صبح گریه كردم.آخه تو كه نمیدونی،اگر ما به هم نرسیدیم دیگه كسی به اسم معین وجود نداره.یا قبلا اون شبی كه گفتی:«معین من به همسرت حثودیم میشه.خوش به حالش كه شوهری به این خوبی داره» اما تو شاید نمیدونستی كه همسر آینده ی من تویی.به خدا اگر تو نباشی میخوام دنیام نباشه.هركسی به امید كسی زنده هست،من هم به امید تو زندم.مطمئن باش كه اگر بخوای امیدم رو از من بگیری یك لحظه زنده نمیمونم.كجای اسلام نوشته كه كسی رو دوست داشتن،عاشق كسی بودن گناهه؟من تو رو دوست دارم،عاشقتم،آخه چه گناهی كردم كه به دوریه تو محكوم شدم؟چه گناهی كردم كه باید هر دفعه با حرفهای بی ارزش مردم،اونهایی كه از عشق چیزی نمیدونن،عشقم از من فاصله بگیره؟چه گناهی كردم كه نباید به كسی كه عاشقشم،كسی كه جونم رو فدای یه تار از موهاش میكنم،كسی كه هستیم رو زیر پاش دادم برسم؟خیلی بی انصافیه كه اینجوری باشه.

یادته؟یادته اونروزایی كه باهم این ترانه رو گوش میكردیم و از عشق همدیگه میگفتیم؟شاید بهتر باشه كه دوباره گوشش كنی.اون رو واست نوشتم این پایین كه بدونی چقدر ...دوستت دارم...

 

تو فرق میكردی واسه من با همه.

واسه اینه كه میمردم واسه تو.

توی نگاهت یه حس قریبی میگفت كه دارم میشم عاشق تو.

جون منی آره عمر منی چه جوری بگم میمیرم واسه تو؟

توی چشام كه نگاه بكنی میبینی كه دارم میشم عاشق تو.

واسه اینه كه میمردم واسه چشمات.واسه اینه كه میمیرم واسه نگات.واسه اینه همه وجودم شده بودی،

نذار بازهم بمونم تو حسرت نگات.

برقت و قلبو احساس قشنگته كه منو اینجوری دیونه كرده

حس عجیب خواستن چشماته كه تا ابد تو دلم خونه كرده

دستای گرمتو ازم نگیری كه مرحم قلبیه كه پره درده

 باز دوباره ذول بزن تو چشمام كه دوری تو منو دیونه كرده

 

...دوستت دارم سارای من،تنهام نزار...

 

 




به حضرت عباس

دوستت دام

اینو بدون كه تنهات نمیذارم

 

یك نفر هست

مهربانم،ای خوب!

یاد قلبت باشد، یك نفر هست كه اینجا

بین آدمهایی،كه همه سرد و غریبند با تو

تك وتنها،به تو می اندیشد

و كمی، دلش از دوری تو دلگیر است

مهربانم،ای خوب

یاد قلبت باشد،یك نفر هست كه چشمش

به رهت دوخته بر در مانده

و شب و روز دعایش این است:

زیر این سقف بلند،هركجایی هستی،به سلامت باشی

و دلت همواره ، محو شادی و تبسم باشد.............

مهربانم،ای خوب! یاد قلبت باشد

یك نفر هست كه دنیایش را

همه هستی و رویایش را،به شكوفایی احساس تو پیوندزده

و دلش می خواهد،لحظه ها را با تو،به خدا بسپارد

مهربانم، ای خوب!

یك نفر هست كه با تو

تك و تنها با تو

پراز اندیشه و شعر است و شعور

پراحساس و خیال است وسرور

مهربانم !این بار ،یاد قلبت باشد

یك نفر هست كه با تو،به خداوند جهان نزدیك است

و به یادت،هر صبح،گونه سبز اقاقیها را

از ته قلب و دلش می بوسد

و دعامی كند این بار كه تو

با دلی سبز و پر از آرامش ،راهی خانه خورشید شوی

و پر از عاطفه و عشق و امید

به شب معجزه و آبی فردا برسی..........

...ارزش وجود تو...

اگر تو نبودی عشق به چه کار می آمد و بهشت را شب و روز برای که می آراستند؟

اگر تو نبودی من همچنان در کوچه های بی مهتاب ازل محصور می ماندم و قدم بر زمین نمیگذاشتم

اگر تو نبودی چه کسی دلتنگی و انتظار را به من می آموخت و کدام دست موهایم را نوازش میکرد؟

اگر تو نبودی چه کسی خورشید ها را در سینه ام می کاشت و الفبای دوست داشتن را بر زبانم می گذاشت؟

اگر تو نبودی چه کسی برایم از کودکی ستاره ها قصه می گفت؟

اگر تو نبودی چه کسی مرا با پروانه های عاشق آشنا میکرد؟

اگر چشمان تو نبود، اگر دستان تو نبود، اگر صدای دلنشین تو نبود، اگر لبخند تو نبود، بند بند تنم از هم می گسست و یک قطره شبنم هم روی گلبرگهایم نمی نشست

نازنینم، ستاره بی غروب من،

بهانه ای برای نوشتن و سرودن. چشمهای زیبای تو همیشه در خاطر من است

منی که تمام هستی ام و تمام زندگی ام تو هستی

و آرزوی بزرگم قشنگترین و زیباترین خواستنی هاست برای تو

دوستت دارم ،

حتی از خورشید و ماه بیشتر...

حتی از زندگی وجوانه های سبز بیشتر... 

 

 

...دوستت دارم...

دوستت دارم

بیش تر از معنای واقعی کلمه دوست داشتن!

دوستت دارم

چون تو ارزش دوست داشتن را داری!

دوستت دارم

چون تو نیز مرا دوست می داری!

دوستت دارم

همچو طلوع خورشید در سحر گاه عشق!

دوستت دارم

همچو تکه ابرهای سفیدی که در اوج آسمان آبی

در حال عبورند!

دوستت دارم

چون تو رو میخواهم !

دوستت دارم

از تمام وجودم، با احساس پر از محبت و عشق!

دوستت دارم

بیش تر از آن چه تصور می کنی!

دوستت دارم

همچو رهایی پرنده از قفس و پرواز پر غرور او در اوج آسمان ها،

دوستت دارم

همچو امواج دریا که آرام به کنار ساحل می آیند و آرام نیز به دریا می روند،

دوستت دارم

همچو غنچه ای که آرام آرام باز می شود و گل می شود!

دوستت دارم

همچو اواخر زمستان که شکوفه های بهاری باز می شوند!

دوستت دارم

همچو چشمه ای در دل کوه که آرام جاری می شود

بر روی زمین و تبدیل به آبشاری می شود که از دل کوه سرازیر می شود!

دوستت دارم

همچو مهتابی که شب های تیره و تار را با حضورش پر از روشنایی می کند!

دوستت دارم

همچو باران! بارانی که تن تشنه دنیا را جان می دهد و می شوید!

دوستت دارم

چون چشمانت این حقیقت قلبم را باور دارد!

دوستت دارم

چون تو آخرین امید زندگی منی، و لیاقت این دوست داشتن را داری

پس تو هم منو تنها نذار وحرف از جدایی نزن

چون ما مال هم هستیم.و همیشه...

دوستت دارم...

 




دیدگاه ها : نظر بده تو رو خدا
آخرین ویرایش: شنبه 19 اردیبهشت 1388 02:23 ب.ظ