تبلیغات
تنهام نذار... - به چه زبونی بگم دوستت دارم؟
MM-@$ بنام آنكه اشك را آفرید،تا جزیره عشق آتش نگیرد MM-@$

به چه زبونی بگم دوستت دارم؟

شنبه 15 فروردین 1388 03:44 ب.ظ

نویسنده : ¸.•*`´*•.¸¸.•* یه عاشق تنها *•.¸¸.•*`´*•.¸

خیلی برام سخته که توی چشمات نگاه کنم و حرف دلم رو برات بگم سارا جون، ولی دیدم که برای تو ساده بود تو چه ساده و صمیمی حرف دلت رو گفتی

از آغاز ، آره ، از آغاز عاشق شدنت

...از آغاز دوست داشتنت...
اما برای من خیلی سخته که توی چشمات نگاه کنم و بغضی رو که مدت هاست راه نفسم را گرفته بشکنم و حرف دلمو برات بگم ، بگم که چقدر دوستت دارم و بدون تو نمی خوام زندگی کنم ، بگم که تو اولین کسی بودی که تونستی با رفتارهات ، نگاه هات و حرف هات من رو گرفتار خودت كنی و قلب تاریکم رو روشن كنی ، نمی دونم این چه سحریه که توی چشمای تو پنهون شده که وقتی می خوام حرف هامو برات بگم به جز یه سلام ساده هیچ چیز دیگه ای نمی تونم بگم ، اما میدونم توی اون نگاهت هر چی که هست اونقدر حرارت داره که سراسر وجودم رو مثل گرمای سوزان خورشید فرا گرفته.

تنها دلیل بودنم...
تو آنقدر صبور ، مهربان و دوست داشتنی هستی که تمام گلهای  رز سرخ دنیا در مقابل تو خم می شوند و من هم با دیدن تو ، اون لحظه احساس میکنم که تموم دنیا مال خودم میشه،

چون تو تموم دنیای منی...

تنها دلیل بودنم...
می خوام این بغض چند سالمو بشکنم و گریه كنم و بهت بگم که چقدر دوستت دارم و برای همیشه در کنار تو و برای تو می مونم سارا جون.هستی من.. .  .



 

امشب از تو مینویسم ،از تو و نگاه نازت

مینویسم از طلسم چشمای ترانه سازت

امشب از تو مینویسم ،ای تو همسایه ی بارون

بی تو عادت چشامه ،خوندن آیه ی بارون

تو یه عادت قشنگی که شبا میای سراغم

با چشات خورشید داغ و می رسونی به اتاقم

سایه سار مهربونی واژه ی قشنگ بودن

بگو با کدوم ترانه میرسی به د ستای من

واسه داشتنت حریصم ،از هجوم گریه خیسم

ای غزلترین ترانه ،امشب از تو مینویسم

امشب از تو مینویسم  ،تو که ماه آسمونی

تو که از زمین جدایی ،ولی مثل من میمونی

امشب از تو مینویسم ،که من و به من رسوندی

من و از قعر سیاهی ،تا به روشنی کشوندی

میخوام این نوشته ها رو که د لم دفترشونه

خط به خطشو نگاهت مثه آتیش بسوزونه

که د لم جلوی چشمات ،ذره ذره شعله ورشه

تا بفهمی که نمیشه ،یه شبم بی تو به سر شه

واسه داشتنت حریصم ،از هجوم گریه خیسم

ای غزلترین ترانه ،امشب از تو مینویسم...

 


دختره از پسره پرسید من خوشگلم؟گفت نه...

گفت دوستم داری؟گفت نوچ...

گفت اگه بمیرم برام گریه میکنی؟ گفت اصلا...

دختره چشماش پر از اشک شد...

 هیچی نگفت...

پسره بغلش کرد گفت:تو خوشگل نیستی

زیبا ترین هستی...

تورودوست ندارم چون عاشقتم...

اگه تو بمیری برات گریه نمیکنم...

 ...چون من هم میمیرم...





دیدگاه ها : نظر بده تو رو خدا
آخرین ویرایش: دوشنبه 9 فروردین 1389 07:03 ب.ظ