تبلیغات
تنهام نذار... - راز عشق...
MM-@$ بنام آنكه اشك را آفرید،تا جزیره عشق آتش نگیرد MM-@$

راز عشق...

شنبه 26 بهمن 1387 12:21 ق.ظ

نویسنده : ¸.•*`´*•.¸¸.•* یه عاشق تنها *•.¸¸.•*`´*•.¸

...راز عشق...

عشق یعنی مستی و دیوانگی
عشق یعنی با جهان بیگانگی
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر
عشق یعنی سجدها با چشم تر
عشق یعنی لحظهای التهاب
عشق یعنی لحظهای ناب ناب
عشق یعنی همچو من شیدا شدن
عشق یعنی قطره و دریا شدن
عشق یعنی دیدها بر دوختن
عشق یعنی در فراقش سوختن
عشق یعنی سر به دار آویختن
عشق یعنی در جهان رسوا شدن
عشق یعنی مست و بی پروا شدن
عشق یعنی سوختن یا ساختن
عشق یعنی زندگی را باختن
عشق یعنی انتظار و انتظار
عشق یعنی گفتنت با تكرار
عشق یعنی دیدها بردوختن
عشق یعنی در فراقش سوختن
عشق یعنی سوز نی،آه شبان
عشق یعنی معنی رنگین كمان
عشق یعنی شاعری دل سوخته
عشق یعنی آتشی افروخته
عشق یعنی با گلی گفتن سخن
عشق یعنی خون لاله بر چمن
عشق یعنی شعله بر خرمن زدن
عشق یعنی رسم دل بر هم زدن
عشق یعنی یك تیمّم یك نماز
عشق یعنی عالمی رازو نیاز
عشق یعنی با پرستو پر زدن
عشق یعنی آب بر آذر زدن
عشق یعنی همچو یعقوب پا به راه
عشق یعنی همچو یوسف قعر چاه



سلام

من یه چند وقتی بود كه به وبلاگ خودم سر نزده بودم.

بخاطر اینكه تلفن اتاقم قطع بود.

برای همین حرفهای زیادی واسه ی گفتن دارم.

 


I LovE You

So MucH

...سارای من عزیزترینم همه جان و دلم فدای تو...

تو که همه وجود منی و عاشقانه دوستت می دارم

دنبال بهانه ای بودم که باز بیایم و برایت بنویسم

همه احساسی را که به تو دارم...

بهانه ای جز دوست داشتنت نیافتم و

 این همان است که مرا برای ادامه زندگی امیدوار می کند

 




شروع می کنم به از تو نوشتن

کاغذ(مانیتور) مست می گردد...

قلم به رقص در می آید...

نمی دانم چرا هر وقت می خواهم چیزی از تو

بر روی کاغذ بیاورم واز تو بنویسم
وجودم،قلبم،قلمم و کاغذم

همه و همه به وجد می آییم...

...عزیزم...

تمام شب در خیالت گریستم...
هنوز پاییز چشمانت را روی شاخه های سرد انتظار جستجو می کنم نمی دانی چقدر محتاج توام...

هنوز کاغذهایم به شوق نگاهت

رنگ کاهی را پس می زند...

وتمام شب وتمام ثانیه ها،

یکی یکی می گذرند...

وبه اوقیانوس اشک هایم روان می شوند...

انگار تاب دیدن پاییز چشمانت را ندارد...

و مشتاقانه به انتظارت نشسته اند...

 






تنهاییم عالمی داره..به خصوص وقتی که همه دورتن اما باز تو تنهایی...

چقد جالبه که ما آدما از همه کسای که درو و برمونن، چشم امیدمون

فقط به یه نفره...

اون نفری که بودنشون واسه ما

مثل داشتن همه دنیاست

و نبودنشون پایان زندگی و همه آرزوها...

آره...تا پای جون دوستت دارم.زندگی من.نفسم..




...نفسم...

وقتی می یای صدا پات

از همه جاده ها می یاد

انگار نه از یه شهر دور

که از همه دنیا می یاد

تا وقتی که در باز میشه

لحظه دیدن می رسه

هر چی که جادست رو زمین

به سینه من می رسه

ای که تویی همه کسم

بی تو میگیره نفسم

اگه تو رو داشته باشم

...به هر چی میخوام می رسم...

وقتی تو نیستی قلبمو

واسه کی تکرار بکنم

گلهای خواب‌آلودمو

واسه کی بیدار بکنم

دست کبوترهای عشق

واسه کی دونه بپاشه

مگه تن من میتونه

بدون تو زنده باشه؟

ای که تویی همه کسم

بی تو میگیره نفسم

اگه تو رو داشته باشم

...به هر چی میخوام می رسم...

عزیزترین سوغاتیه

غبار پیراهن تو

عمر دوباره منه

دیدن و بوئیدن تو

نه من تو رو واسه خودم

نه از سر هوس میخوام

عمر دوباره منی

تو رو واسه نفس میخوام

ای که تویی همه کسم

بی تو میگیره نفسم

اگه تو رو داشته باشم

...به هر چی میخوام می رسم...

...تقدیم به تو عزیزترین همپای زندگی من...

...نفس من...

...سارای من...

 








شعر پایین رو به خاطر این كه به سارا جون ثابت كنم

كه چقدر دوستش دارم نوشتم

...مست توام...

در آن نفس كه بمیرم،در آرزوی تو باشم،

بدان امید جان دهم،كه خاك پای تو باشم.

به وقت صبح فردا،كه سر زخاك برآرم،

به گفت‌ وگوی تو خیزم،به جست و جوی تو باشم.

به مجمعی درآیند زیبارویان دو عالم،

نظر به سوی تو دارم،غلام روی توباشم.

گل بهشت نبویم،جمال حور نجویم،

رو به سوی تو آرم،دوان به سوی توباشم.

به خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبم،

به خواب عافیت آن گه،به بوی موی توباشم.

هزار بادیه سهل است،با وجود تو رفتن،

مرا به باده چه حاجت،كه مست بوی تو باشم.

...دوستت دارم...

 



این شعر رو هم به مناسبت جشن ولنتاین تقدیم میكنم

 به عزیزترینم «سارا جون»

...سارای من...

زیبا تر از زیبا تویی، زیبا تویی سارای من
عاشق تر از شیدا تویی ، شیدا تویی سارای من
هفت‌آسمان رخشان کنی با چهره ی زیبای خود
هر جا نظر کردم به دل ، پیدا تویی سارای من
پیروز باشد بخت من ، چون عاشق و یارت شدم
خندان و شاد و مهربان ، تنها تویی سارای من
از باغ عمرت هفده گل ، پژمرده گشت و دود شد
در باغ سبز زندگی ، غوغا تویی سارای من
رویت چو دیدم نازنین ، آن دم شدم شیدای تو
در سینه ی تنها ی من ، هردم تویی سارای من
مانند دریا بیکران ، باشد خیالت در سرم
من ساحل خشکیده ام ، دریا تویی سارای من
بالا بلندی تا فلک ، از صورت و دل با نمك
چشمان مست و قهوه ای ، یکتا تویی سارای من
جایت نگیرد کس به دل ،محبوب بی همتا تویی
معین شده مجنون تو ، لیلی تویی سارا من

 




...ولنتاین مبارك...



روز تولد تو ،  میلاد عشق منه

برای شكر این روز ، پیشانیم به خاكه

 

هرسال همین تاریخ كه میشد هزاران فرشته به سمت زمین هجوم میاوردن...

از خودم میپرسیدم كه چه اتفاقی افتاده كه آسمونیها میخوان

خودشون رو به سمت زمین برسونن...؟

بعد از مدتها حالا فهمیدم كه اونها به پیشواز حضور مسافری میان

كه زمین رو با قدمهای مهربونش نوازش كرد

و حالا هم توی قلب من لونه كرده تا باهم سفرمون رو

از خودمون به خدا آغاز كنیم...

با تمام وجود دوستت دارم...

عزیزترینم...

تولدت مبارك...





دیدگاه ها : نظر بده نترس
آخرین ویرایش: سه شنبه 20 بهمن 1388 07:31 ب.ظ