تبلیغات
تنهام نذار...
MM-@$ بنام آنكه اشك را آفرید،تا جزیره عشق آتش نگیرد MM-@$

قسم به مرگ

شنبه 19 مرداد 1392 02:46 ق.ظ

نویسنده : ¸.•*`´*•.¸¸.•* یه عاشق تنها *•.¸¸.•*`´*•.¸

مشترک مورد نظر در حال مکالمه است


آدم است دیگر ... احمق است ! گاهی دلش تنگ می شود ؛

حتی برای اینکه نیمه شب یواشکی شماره ات را بگیرد و بشنود: ...

مشترک مورد نظر شما در حال مکالمه با مشترك مورد نظر خودش است !!

آدم است دیگر ... احمق است ! دلش تنگ می شود !....



         ساعت 00:07 بامداد روز یک شنبه 1392/5/21
"مشترک مورد نظر در حال مکالمه است . . ."


+++++++++++++++++++++++++++++
و قسم به آن روزی که دلت را میشکنند
و جز خدایت مرهمی نیست

++++++++



         ساعت 2:43 بامداد روز شنبه 1392/5/20
"مشترک مورد نظر در حال مکالمه است . . ."


            + تنم از حادثه خسته دلم از غصه شکسته

              + یه مسافر غریبم راهیه یک راه دورم

                + ناجیه شکسته بالم که تویی تنها نشستی

                  + ای که واسه خاطر من دل مردمو شکسی

                    + پره بغض و گریه بودم تورسیدی تا بخندم

                      + واسه پیدا کردن تو دل به جاده ها میبندم

                        + راهیه یه کوه راهم کولبار عشقو بستم

                          + دیگه از خودم بریدم دیگه ازآیینه خستم

                            + تویی کعبه ی وجودم دور چشمه ی تو گشتم

                              + نکن از دلم گلایه باید ازتو میگذشتم

                                + میخوام این عشق قشنگو از نگاهت پس بگیرم

                                  + نمیخوام مثل پرنده توی یک قفس بمیرم

                                    + ای نگاه آبی ناز کاش تو مهربون نبودی

                                      + میون این همه آدم تویه همزبون نبودی

                                        + لحظه ی گذشتن ازتو آخرین لحظه دیدار

                                          + واسه تو از تو گذشتم همینو میگن یه ایثار

               :'(((((((((((((((((((((((((
 







ساعت   دل   نوشته   4:14   بامداد    شنبه

----------------------------
------------
---



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 20 مرداد 1392 11:08 ب.ظ

میدونی؟ هنوز به یادتم...

شنبه 13 آبان 1391 12:48 ب.ظ

نویسنده : ¸.•*`´*•.¸¸.•* یه عاشق تنها *•.¸¸.•*`´*•.¸
با اینکه رفتی...
ولی...من...توی کوچه های تاریک...زیر بارون...
همون راه مدرسه با یه نامه توی دستم که شده دیگه پاره پاره...
آخه خسته شده از بس به جای تو من اونو خوندم...
خسته از بارونه چشمم...
خستس از نگاه من که پر از امید برگشتن توه...
با یه پر از رز قرمز...لای برگش...
میدونی؟هنوز به یادتم...
اومدم تورو ببینم...
اما...اما نیستی...
با خودم میگم شاید دیر کردمو بازم تو رفتی...
ولی نه...آخه من خیلیه اینجام...
آره...رفتم از خیالت...
میدونی؟دلم میگه تو باز بر میگردی...
میدونی؟
یادته؟یادته گفتم میمیرم اگه نباشی؟
یادته گفتی نمیشه اگه تو ازم جدا شی...
یادته گفتی بی من میمیری؟
دیدی رفتی...
ولی من...میدونی؟هنوز به یادتم...



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

-

سه شنبه 5 اردیبهشت 1391 06:40 ب.ظ

نویسنده : ¸.•*`´*•.¸¸.•* یه عاشق تنها *•.¸¸.•*`´*•.¸

دیـگـــر نه اشـکـــهایــم را خــواهـی دیــد

نه التـــمـاس هـــایم را

و نه احســـاســاتِ ایــن دلِ لـعـنـتـی را…

به جـــایِ آن احســـاسی که کُـــشـتـی

درخـتـی از غــــرور کـاشـتم…


01:59    1391.2.5







میگن هیچ عشقی تو دنیا مثل عشق اولی نیست
میگذره یه عمری اما از خیالت رفتنی نیست
تب عشق هیچکی مثل اون که پس میزندت نیست
چه بده تنها شی وقتی هیچ کسی هم قدمت نیست





Bass kon



بس کن میدونم، که تو عاشق دعوا و خط و نشونی
پیشت نمیام، میدونم که نباشم تنها میمونی
نگو قول و قرار، که دلیل جدایی رو خودت میدونی

میگی عاشقمی، آخه عاشق اینجوری من که ندیدم
راهی که میری، همه خطکشی هاشو خودم کشیدم
برو قصه بساز، واسه یک نفر دیگه که من پریدم

منو سیاه نکن، مگه نمیدونی عمریه زغال فروشم
منو میترسونی؟ بابا گرگم و لباس بره میپوشم
تو خیال میکنی، که من برده و غلامه حلقه به گوشم

میگی عاشقمی، آخه عاشق اینجوری من که ندیدم
راهی که میری، همه خطکشی هاشو خودم کشیدم
برو قصه بساز، واسه یک نفر دیگه که من پریدم

00:14   1390.05.26






دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 5 اردیبهشت 1391 06:38 ب.ظ

خیانت

سه شنبه 16 شهریور 1389 04:37 ب.ظ

نویسنده : ¸.•*`´*•.¸¸.•* یه عاشق تنها *•.¸¸.•*`´*•.¸



باورم نمیشه...
آخه چرا...؟
.
.
.
یعنی دوروغ بود...؟
نه...
راست راست بود...
با گوشای خودم شنیدم...
اون گفت ازت بدم میاد...
گفت ازت خسته شدم...
.
.
.
ولی من هنوز دوستش دارم...
.
.
.
پس دل من چی میشه...؟
.
اون کــــــیه که میخواد جواب دل منو بده...؟
کــــــیه که میتونه منو آروم کنه...؟
.
.
.
آخه دلم شکسته...
.
.
.
خـــــدایا اون دلـــمو شکست...
چرا هیچ کاری نمیکنی...؟
چرا به اون نمیگی دوسش دارم...؟
.
.
.
مگه نگفت دوستم داره...؟
مگه نگفت عاشقمه...؟
همش دروغ بود....؟؟؟؟
خــــدایا
خــــدا.......دوستش دارم.......
خــــدایا یه کاری کن برگرده...
یه کاری کن...
خدایا...
.
.
.
دارم میمیرم....
خدایا...التماس بندتو بی جواب نذار
تو که خدایی....خودت یه کاری کن...دارم میمیرم...
.
.
.
خسته شدم...
شکستم...
به خــدا شکستم...









گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکرد

هرچه کردم هر چه فریاد هرچه آه ، انگار آرامم نکرد

روستا از چشم من افتاد، دیگر مثل قبل

گرمی آغوش شالیزار آرامم نکرد

بی‌تو خشکیدند پاهایم کسی راهم نبرد

دردِ دل با سایه‌ی دیوار آرامم نکرد

خواستم دیگر فراموشت کنم اما نشد

خواستم اما نشد، این کار آرامم نکرد

سوختم آن‌گونه در تب، آه از مادر بپرس

دستمالِ تب‌بُر نم‌دار آرامم نکرد

ذوق شعرم را کجا بردی؟ که بعد از رفتنت

عشق و شعر و دفتر و خودکار آرامم نکرد






دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 12 مهر 1389 01:30 ق.ظ

تولدت مبارک...

شنبه 19 تیر 1389 02:16 ق.ظ

نویسنده : ¸.•*`´*•.¸¸.•* یه عاشق تنها *•.¸¸.•*`´*•.¸

سلام عزیزم
.
.
.
لبخند زدی و آسمان آبی شد
شبهای قشنگ تیر ، مهتابی شد
پروانه پس از تولدت زیبا شد
این شبهای قشنگ ، با تو آغاز شد
.
.
.
خیلی وقته که منتظره لحظه ای هستم که بتونم ببینمت و تولودت رو بهت تبریک بگم...
میخواستم امشب باهات صحبت کنم و از عشقم برات بگم...
آخه خیلی خوشحال بودم...
.
.
.
ولی تو ناراحتم کردی و سرم داد کشیدی...
هیچوقت یادم نمیره...
دلمو شکستی...
ولی بازم دوستت دارم...
بی خیال...
.
.
.
تولودت مبارک



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -



تعداد کل صفحات : 5 1 2 3 4 5